دورانت که فرصتی برای پرداخت فلسفی به این موضوع نداشت، در آن وقت محدود پاسخهایی به او داد و تمام تلاشاش را کرد تا دلیلی برای ادامه زندگی به دست آن مرد دهد. دورانت بعدها ماجرای برخورد با آن مرد را روایت میکند: «به او پیشنهاد کردم کاری برای خودش دستوپا کند ولی او یکی داشت. گفتم غذای خوبی بخورد، ولی او گرسنه نبود. معلوم بود دلایل من تأثیری روی او نگذاشته بود. نمیدانم چه بر سرش آمد. در همان سال چندین نامه اعلام خودکشی دریافت کردم؛ بعدها متوجه شدم که ٢٨٤١٤٢ خودکشی بین سالهای ١٩٠٥ تا ١٩٣٠ در ایالات متحده رخ داده است». این اتفاق منجر شد دورانت با یکی از مهمترین و جدیترین پدیدههای اطرافاش مواجه شود. مدتی بعد نامهای به بیش از صد شخصیت مشهور و صاحبنظر فرستاد و از آنها در این زمینه کمک خواست. به محض اینکه پاسخ نامهها به دست دورانت رسید، او سراغ خود رفت و پاسخی جلوی همه پرسشهایش گذاشت که خود یک اثر فلسفی به حساب میآمد. دورانت امید داشت پاسخهایی که از چنین شخصیتهایی دریافت کرده، چیزی در خود داشته باشند که به پرسش آن بیگانه خوشلباسی که در یک روز پاییزی در باغش ظاهر شد، جوابی درخور دهد. پاسخها از همهسو بودند: از فیلسوف، شاعر، برنده نوبل، دانشمند، استاد دانشگاه، کشیش تا روانشناس، ورزشکار، موسیقیدان، رهبران سیاسی و حتی زندانیان؛ کسانی چون گاندی، برتراند راسل فیلسوف، جواهر لعل نهرو نخستوزیر وقت هند، تئودور درایزر نویسنده ناتورالیست، سینکلر لوئیس برنده نوبل ادبیات، جان ارسکین رماننویس، آندره موروئا فیلسوف و رماننویس، جورج برنارد شاو نمایشنامهنویس، جینا لومبروسو تنیسباز شهیر، سی. وی. رامان برنده نوبل فیزیک و شخصیتهای دیگر و حتی یک زندانی محکوم به حبس ابد در زندان سینگسینگ. اما مسئله فراتر از اینها بود؛ بیشتر پاسخهایی که به دست دورانت رسیده بود قابل توجهاند، بعضی کوتاهاند و برخی هم لحنی تحقیرآمیز دارند و طفره میروند (مثل جواب برنارد شاو و راسل) و البته بیشتر آنها نیز بیش از آنکه تاریک و اندوهبار باشند، شوقانگیز و مثبتاند که همراه است با بصیرتهایی شخصی در اینکه چگونه باید زندگی را معنادارتر کرد.
دورانت پاسخهای رسیده را به همراه نظر و دیدگاه خود در کتابی به سال ١٩٣٢ منتشر کرد. او نام کتاب را «درباره معنی زندگی» گذاشت. کتاب حاضر یکی از مهمترین آثار ویل دورانت است که متن اصلی آن سالهایسال دور از دسترس بود و امروزه تقریبا هیچ نسخهای از متن اصلی کتاب در دست نیست. این کتاب بعد از دههها از چاپ اول، به کوشش جان لیتل که تابهحال کتابهای متعددی از ویل دورانت را ویراستاری و منتشر کرده، سرانجام در سال ٢٠٠٥ چاپ شد. کتاب حاضر بهتازگی از سوی نشر پارسه به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
[ یکشنبه ۱۳۹۶/۰۲/۳۱ ] [ 12:59 ] [ اتابک ] [ ]
برچسب:
نویسنده: آراد صالحپور