اینکه چرا ٢٨٠٠ واحد دانشگاهی و تعداد زیادی حوزه های علمیه که دارای ده ها مدرسه علوم دینی هستند در 39 سال گذشته نتوانسته اند افرادی را برای به عهده گرفتن مسئولیت های بالا تربیت کنند و حداقل خروجی 39 ساله آن ها فراهم آوردن لیستی ٢٠٠ نفره باشد ( ٢٠٠ نفر فعلی که همگی قبل از انقلاب آموزش دیده اند) سوال مهمی است که باید ذهن همه علاقه مندان به سرنوشت کشور را به خود مشغول کند. آیا سیستم عریض و طویل و پر هزینه آموزشی که بعد از انقلاب میلیون ها فارغ التحصیل بیرون داده، ناکارآمد بوده؟ یا کارآمد بوده اما مسئولین به چسبیدن به قدرت عادت کردند؟ یا عشق مفرط به خدمت! مانع از واگذاری پست ها به جوانتر از طرف آن ها می شود؟ آیا اصولاً منطقی علمی پشت بازنشستگی در سنوات و سن خاصی است؟ آیا درست است قوای ذهنی و جسمی حتی درسالم ترین انسان ها از سن معینی به بعد رو به نقصان می گذارد؟
این ٢٠٠ نَفَر در ٣٨ سال گذشته چه خلاقیت و توانایی برای حل مشکلات کشور در چنته داشته اند که تا به حال آنرا رو نکردند؟ چرا در کشورهای توسعه یافته مسئولین رده بالا حتی موفق ترین های آنها دوبار (البته به تناوب) در مسئولیت های بالا قرار نمی گیرند؟ الان ژاک شیراک، سارکوزی و اولاند روسای جمهور و نخست وزیرهای سابق فرانسه چکاره اند؟ آیا این سیستم بازنشستگی هم مثل خیلی از سوغات های غرب مناسب حال فرهنگ ما نیست و باید آن را بومی سازی می کردیم؟ آیا به نفع نظام نیست که یک نظام بازنشستگی آن هم از نوع معمولی اش و عادلانه برای همه داشته باشد؟
برچسب:
نویسنده: آراد صالحپور